الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

220

الغدير ( فارسى )

- دوستى شما ذخيرهء فرداى ماست ، وه چه ذخيرهء بابركت و گرامى ! - به اين قصيدهء چون درّ و گوهر گوش سپار كه همه جدّ است نه شوخى ، شايستهء سپاس نه سرزنش . - ابيات آن پرداختهء فكر و نتيجهء احساس على بن حماد است كه چنين با زيب و زيور است . به نام ابن حماد شاعر ، در ضمن مجموعه‌هاى قديمى كه در نجف اشرف و كاظميه به دست آمد ، قصايد فراوانى ديده شد كه اينك فهرست آن را مىنگاريم و برخى از ابيات منتخب را عينا درج مىكنيم : 1 - قصيده‌اى در 46 بيت و مطلع آن : يا يوم عاشورا أطلت بكائى * و تركتنى وقفا على البرحاء 2 - قصيده‌اى در 37 بيت و تمام آن : - براى تهنيت عيد ، سراغ دگران گير ! آن كه پرچم عزا افراشته عيدش كدام است ؟ - در اين سوك و ماتم از هرچه عيد است ، بيگانه‌ام ؛ مرا با سوز دلم واگذار و بگذر . - همگان سال نو را با شادى و سرور استقبال كنند ، عيد من با فرياد زارى شروع شود . - و چون جامهء نو درپوشند ، من جامهء اندوه و مصيبت به تن بيارايم . - دگران شراب ناب نوشند ، شراب من سرشكى باشد كه همراه خون از ديده روان است . - و چون از وجد و سرور ، شادى آغاز كنند ، من با شيون و زارى بر حسين ! ترانهء غم ساز كنم . - اگر بار غمى كه از مصيبت او بر دل نشسته ، تاروپود وجودم را بر باد دهد ، كم است . - آيا سزاوار تهنيت و مباركباد است ، آن كه سرورانش به دست دشمن نابود و هلاك شدند ؟ - آه ، اى كربلا ! چه غبار غمى كه از تو ، بر دلهاى داغدار ننشست ؟ - بعد از كشتهء كربلا كه به جور و سيهكارى شهيد شد ، باز هم از زندگى برخوردار باشم ؟ چه بىحيايى ؟